عصری آتوسا زنگ زد گفت بیا با بابا مامانم بریم جشنی که در پژوهشکده نفت برگزار میشه

ساعت ۷ تو سالن بزرگ پژوهشکده بودیم . اولا برنانه با یک ساعت تاخیر شروع شد بگذریم که حتی یه عذرخواهی کوچیک هم نکردند وطبق معمول برنامه با تلاوت قران شروع شد با صدای گوشخراش! یعنی اینا تو هر مراسمی باید این شروع رو داشته باشن . غافل از اینکه هر سخن جایی و هر نکته مکانی داره

حیف از این سالن بزرگ و با ابهت با این همه امکانات نور و صدا ...

افتابه لگن هفت دست و شام و ناهار هیچی !

چرت و پرت مرخرف

خاک برسرتون با این برنامه های ابکی و پوچ