کشش های طبیعی درونی
دو سه ماه پیش تو رستوران که داشتیم شام میخوردیم، با دیدن بچه ای که تو کالسکه میز بغلی بود بغضم ترکید و شروع کردم به گریه کردن ،حسودیم میشه به تمام زنایی که بچه دارن...ولی درحال حاضر شوهرشو ندارم چه برسه بچه...همش تصور میکنم یه بچه ی ناز و سفید وبامزه میتونستم داشته باشم با چشمای رنگی،یا حتی اگه چشماش رنگی نباشه و زشت ترین بچه هم باشه من خیلی دوسش دارم و براش جونمو میدم چون از جنس و وجود خودمه...واااای چقدر قشنگه حس مادرانه...تصور اینکه بغلش کنم و هرجا میرم با خودم ببرمش...هرچیزی که خاست براش بخرم حتی فراتر...من از ایناییم که برا خودم خرج میکنم و هرچیزی دوس دارم باید بخرم حالا اگه بچه داشته باشم چقدر چیز براش میخرم و دوسش خواهم داشت...همیشه اینجور مواقع فکر خودمو پرت میکنم و باز میرسم سره همین نقطه...کاش بچه داشتم بدون اینکه شوهر کنم.سال پیش سگ پودل خریده بودم که عین بچم دوسش داشتم...شاید از نظر آدمایی که تاحالا سگ نداشتن چندش بنظر برسه که صورت و دست و پای سگو بوس کنی...خب اون سگ آپارتمانی بود اینقدر ناز و کوچولو دوست داشته شدن خیلی خوب است حتی اگر دیر شده باشد.
مطلب زیر رو که درد دل یه دختر ۳۰ساله است رو بخونید
دلم بچه میخواد وخیلی بخاطر این موضوع ناراحتم،با خانوادم که اصلا نمیخام در موردش حرف بزنم ولی هرازگاهی به خواهرم میگم...دو سه ماه پیش تو رستوران که داشتیم شام میخوردیم، با دیدن بچه ای که تو کالسکه میز بغلی بود بغضم ترکید و شروع کردم به گریه کردن،حسودیم میشه به تمام زنایی که بچه دارن...ولی درحال حاضر شوهرشو ندارم چه برسه بچه...همش تصور میکنم یه بچه ی ناز و سفید وبامزه میتونستم داشته باشم با چشمای رنگی،یا حتی اگهدلم بچه میخواد وخیلی بخاطر این موضوع ناراحتم،با خانوادم که اصلا نمیخام در موردش حرف بزنم ولی هرازگاهی به خواهرم میگم...دو سه ماه پیش تو رستوران که داشتیم شام میخوردیم، با دیدن بچه ای که تو کالسکه میز بغلی بود بغضم ترکید و شروع کردم به گریه کردن،حسودیم میشه به تمام زنایی که بچه دارن...ولی درحال حاضر شوهرشو ندارم چه برسه بچه...همش تصور میکنم یه بچه ی ناز و سفید وبامزه میتونستم داشته باشم با چشمای رنگی،یا حتی اگه چشماش رنگی نباشه و زشت ترین بچه هم باشه من خیلی دوسش دارم و براش جونمو میدم چون از جنس و وجود خودمه...واااای چقدر قشنگه حس مادرانه...تصور اینکه بغلش کنم و هرجا میرم با خودم ببرمش...هرچیزی که خاست براش بخرم حتی فراتر...من از ایناییم که برا خودم خرج میکنم و هرچیزی دوس دارم باید بخرم حالا اگه بچه داشته باشم چقدر چیز براش میخرم و دوسش خواهم داشت...همیشه اینجور مواقع فکر خودمو پرت میکنم و باز میرسم سره همین نقطه...کاش بچه داشتم بدون اینکه شوهر کنم.سال پیش سگ پودل خریده بودم که عین بچم دوسش داشتم...شاید از نظر آدمایی که تاحالا سگ نداشتن چندش بنظر برسه که صورت و دست و پای سگو بوس کنی...خب اون سگ آپارتمانی بود اینقدر ناز و کوچولو و تمیز بود....که بدم نمیومد بااینکه خودم آدم تقریبا وسواسی یا بهتره بگم مرتبی هستمخدا کاش ارزوم رو براورده کنه میرم ۵ ماه دیگه ابان ماه میرم تو 31 سالو از ته دل آرزو میکنم یه بچه ی سالم و صالح خدا بهم بده دیگه هیچی ازش نمیخام...دلم بچه میخواد وخیلی بخاطر این موضوع ناراحتم،با خانوادم که اصلا نمیخام در موردش حرف بزنم ولی هرازگاهی به خواهرم میگم...دو سه ماه پیش تو رستوران که داشتیم شام میخوردیم، با دیدن بچه ای که تو کالسکه میز بغلی بود بغضم ترکید و شروع کردم به گریه کردن،حسودیم میشه به تمام زنایی که بچه دارن...ولی درحال حاضر شوهرشو ندارم چه برسه بچه...همش تصور میکنم یه بچه ی ناز و سفید وبامزه میتونستم داشته باشم با چشمای رنگی،یا حتی اگه چشماش رنگی نباشه و زشت ترین بچه هم باشه من خیلی دوسش دارم و براش جونمو میدم چون از جنس و وجود خودمه...واااای چقدر قشنگه حس مادرانه...تصور اینکه بغلش کنم و هرجا میرم باخودم ببرمش
جان اشتاین بک
همه ما انسانها نیاز به دوست داشته شدن داریم
امثه اینکه حفره خالی درون همه ماست نوعی خلاء عاطفی و احساسی که فقط با حس دوست داشتتن و دوست داشته شدن محبت کردن و محبت دیدن پر میشه
اگه ابن احساسات قشنگ در ما وجود نداشت چه فرقی با بقیه جانوران داشتیم ؟! طبیعی نیست !!دنبال یه شوهر مناسب باشاگه تونستی یه سفر تفربحی یا تور گردشگری برو ..اینا موقعیترهای خوبی برای پیدا کردن فرد مورد علافه ات هست باید در فعالیت های اجتماعی شرکت کنی همون محل کارت ممکنه ادمهای خوب و موجهی باشن خلاصه سعی ات رو بکناگه دیگه نهایتا موردی پیدا نکردی رو وبلگم برام پیام بذار یکی دو مورد خوب از همکارام بهت معرفی کنم شاید قسمت شد البته این موارد ساکن خوزستان هستنباز صمیم قلب رات ارزوی موفقیت می کنم ... و سپس بچه دار شدن یه نیاز درونی همه ما آدمهاست اونی که این نیاز رو نداره طبیعی نیست !